ناهم‌آهنگي ظاهري جهان هم‌آهنگي ژرفي را در خود نهفته دارد -- هر تغييري برحسب يك‌ قانون جهاني روي مي‌دهد؛ جدال صوري اضداد، كشش‌هاي متضادي است كه جهان را به هم‌ مي‌پيوندد.

پارمنيدس‌

پارمنيدس‌1 اهل الئا2 در ايتالياي جنوبي‌، در نيمهٴ اول سدهٴ پنجم مي‌زيست‌. او در پنجاه و شش‌ سالگي‌، در حوالي نيمهٴ قرن به آتن رفت‌. به عقيدهٴ او آنچه ((هستي‌))3ست‌، فضايي محدود، كروي‌، بي‌حركت و پيوسته است‌، و فراسوي آن چيزي نيست‌. نه چيزي به وجود مي‌آيد و نه‌ چيزي نابود مي‌گردد. اين گونه حمله آوردن بر بنيادها4 هم پژوهش علمي و هم شكاكيت را تشويق كرد. او، جز فيثاغوريان‌، تنها فيلسوف عصر خود بود (شايد او خودش هم يكي از فيثاغوريان بود) كه كرويت زمين را تصديق كرد. او زمين را به پنج منطقه منقسم دانست و افلاك‌ را لايه‌هاي متحدالمركزي شمرد، كه زمين هستهٴ آن است‌.

زنون الئايي‌5

زنون در حوالي 462 برآمد. او شاگرد پارمنيدس بود و آيين استاد خود را با نشان دادن اين امر تقويت كرد كه قبول كثرت و تغيير به تناقض منجر مي‌شود. او مخصوصاً به واقعيت حركت‌ حمله كرد و پيوستگي هندسي را مورد تحليل قرار داد. نقيض‌نماهاي زنون راجع به زمان‌، مكان‌ و عدد در افزايش دقت منطقي و رياضي مؤثر افتاد. آنها حتي تا به امروز چون عاملي‌ برانگيزاننده عمل كرده است‌. تنها قطعات كوتاهي از آثار او به جاي مانده است‌.

هيپون‌

هيپون‌6 (كوتاه‌شدهٴ هيپونوس‌) اهل ايتالياي سفلي يا ساموس‌، در ثلث دوم قرن پنجم ق م در آتن‌ برآمد. او فيلسوف يوناني بود كه كوشيد تعاليم پارمنيدس و طالس را با هم وفق دهد. به نظر او رطوبت عنصر اولين بود. او موضوعات مختلفي را دربارهٴ وظايف‌الاعضا و آسيب‌شناسي به‌ فرايندهاي ناشي از رطوبت و يبوست تعبير كرده است‌.


Parmenides .1
Elea .2
Toeon .3
radicalism .4
5 Zeno of Elea. ، يا اهل Velia ، در لوكانيا Lucania ، ايتاليا.
Hippon .6